شطحیات

معنای سیاست

office-politics-631x387

سیاست نوعی صدا کردن است. کسی را به نام خودش وبه سمت خودش صدا کردن است. سیاست به جای همه و برای همه سر و صدا کردن است شاید به معنی آشتی کردن هم باشد. ما ناگزیریم که با هم آشتی کنیم وگرنه روز و شب همه خلایق در بد خلقی و دشنام سر خواهد شد. سیاست روشی است که ... بیشتر بخوانید »

سرنوشتِ دشت

IMG19224089

دشت شاید سرنوشتش این بوده، شاید تقدیرش را کوههای اطراف این گونه کوتاه و مختصر رقم زده باشد. دشت شاید دستش به خون کسی آلوده باشد که اینگونه آرزوی زندگیِ آرام در گلویش گیر کرده است. شاید اصلا دشت دروازه ی بازی باشد که روزی کسی یادش رفته پشت سر خود ببندد. شاید حتی دشت دلش خواسته که همین طوری ... بیشتر بخوانید »

نقطه ای در قیامت

images

هیچکس عزیز سلام! خواستم حالت را بپرسم دیدم که گذشته مثل سایه ی سردی روبروی چشمانم قدم می زند. به گذشته که خیره شدم خبرهای تلخی پیشانی ام را خط خطی کردند. از خواب باید بر می خاستم و گرنه با پشانی خط خطی هیچ خدایی مرا به بندگی قبول نمی کرد. دست از گذشته برداشتم. گذشته شاید نقطه ی ... بیشتر بخوانید »

زندگی

images

زندگی همین چند ثانیه مانده به صدای توست که از آن طرف با چهره ی متبسم می گویی سلام!. من از جای خود بر می خیزم که به احترام تو برخاستن کم ترین کاری است که می شود کرد. زندگی شاید همان چند ثانیه ای باشد که دست مرا می گیری و رنگ صورتت سرخ و سفید می شود. به ... بیشتر بخوانید »

از دو‌بیتی چشمانت

wallpaper___stop_light_by_dizfunctionality-d62kyn5

وقتی که به چشمان تو نگاه می‌کنم‌، نگاه‌هایم انگار بال می‌گشایند، پرواز می‌کنند و می‌خواهند همان‌جا، در خانه‌ی چشمان تو هم‌چنان بمانند. چشمان تو مثل دو چشمه اند، زلال و زنده. گمان می‌کنم که چشمانت از همان نخستین روز خلقت جهان جاری بوده‌اند. نخستین بار هوای حضرت حوا به چشمانت زده است. گویا آدم، نه بیش و کم با چشمان ... بیشتر بخوانید »

در میدان متن

123456

خوشحالم که قلم نمی‌تواند قدم بزند، وگرنه هیچ‌وقت در میان انگشتان من نمی‌نشست. شاید می‌رفت که دست از نوشتن بکشد و برای همیشه در گوشه‌ای بنشیند. شاید سکوت می‌کرد و لبش را به هیچ‌واژه‌ای تر نمی‌کرد. کار قلم، از قلم انداختن واژه‌هاست. قلم با کلمات راه می‌رود، با واژه‌ها وارد دنیا می‌شود و با واژه نیز تمام می‌شود. به همین ... بیشتر بخوانید »

یا احلی من احلامی

img_27601

مهم اینست که تو شیرین باشی، مهم اینست که تو شیرینی. اصلا کل مسئله همین است. اصلا ادبیات و شعر کاری جز بیان این شیرینی نیست. کار من اعتراف به حلاوت نگاه توست، به شیرینی شان و منزلتت. تو در همه ی زبان ها شیرینی، در همه ی بیان ها قند. چه فرقی می کند که تو را به نام ... بیشتر بخوانید »

بار امانت یا دار امانت

306646_10151029701438606_2029251839_n

می‌گویند ستاره‌ی سرد و سیاری آن‌قدر با زمین فاصله دارد که هیچ‌کسی با هیچ‌کس دیگر آن‌قدر دور نیست. این ستاره‌ی سرد و ساکت اگر چراغ رابطه‌اش را روشن کند، سی هزار سال نوری طول می‌کشد که نورش به زمین برسد. سی هزار سال نوری شدید‌ترین معنای دوری است. خدا این همه دوری را قسمت هیچ‌کس نکند. اصلا چه معنا دارد ... بیشتر بخوانید »

قرار و بی قراری

6a01310fb8e76f970c0134802a92ad970c

اصلا از همان روز اول قرار بر این بود که یک نفر بی قرار شود. وقتی که قرار بر بیقرای یک نفر باشد، چه کسی از من یک نفر تر است؟ چه کسی بیشتر از من برای تنها گذاشتن خودش مستحق تر است؟ چه کسی می تواند بیشتر از من برای تنها گذاشتن خودش نقشه بکشد و یا چه کسی ... بیشتر بخوانید »

همه‌ی خاطره‌ها خطرناک‌اند

از خاطرات خود باید به صورت جدی فاصله بگیرم. خاطرات اکثرا خطرناک‌اند و بوی درد و دشنام می‌دهند. خاطرات نوعی سرک کشیدن به گذشته است، نوعی کشاندن پای گذشته به دنیای حال است. هر‌کسی می‌داند که زنده کردن چیزهای مرده باید خطرناک باشد. خاطرات ما هم نوعی قیامت اوقاتی است که سال‌ها پیش از بین رفته‌اند. وقتی آدمی مثل من ... بیشتر بخوانید »