چرا تفاوت ره ازکجاست تا به کجا ؟

10323125_10152806404060299_86636916_n

به نظر می رسد که عدد و آمار اهمیت چندانی برای ما مردم ندارد. مرسوم بود که اگر پاشاهی می خواست بگوید “من”، اشتباها می گفت “ما”. همین اشتباه شاهانه کم کم جا افتاد و بعد از بسته شدن کتاب شاهان، آدم های بسیار عادی سرزمین ما  نیز همین رویه را ادامه دادند. وقتی که ما خود را به جای چند نفر جا بزنیم و خودمان را که واقعا یک نفر است چند نفر ببینیم، تکلیف ما با اعداد روشن است. اگر دکانداری بگوید که این کفش مثلا 500 افغانی است، منظورش واقعا 500 افغانی نیست. اگر راستش را بخواهید منظور کفش فروش فقط گرفتن پول یبشتر است و هیچ عدد مشخصی را در نظر ندارد. مثلا همان کفش 500 افغانی را اگر مثل خود دکاندار رند و زرنگ باشی می توانی به 100 افغانی بخری. می بینید که عدد 500 سرنوشتش به کجا کشید.

نمونه های زیادی را می توان از بی اعتنایی ما افغان ها به اعداد بیان کرد اما وقتی که پای خبرنگاری حرفه ای پیش بیاید باید وضعیت کاملا فرق کند. مثلا وقتی که یک بمب گذار انتحاری باعث کشته شدن 5 نفر می شود نمی توان سخاوتمندانه این عدد را مثلا 50 کرد و گفت که ” 50 نفر در یک حادثه ی بمب گذاری کشته شدند”.

به همان میزان که بعد فاجعه ی بدخشان وسیع و بزرگ بود، به همان پیمانه نیز بی توجهی ما را به اعداد آشکار کرد. البته در این حادثه هر عدد یعنی یک انسان و به همین دلیل عدد به اندازه ی جان آدمی حساسیت و اهمیت می یابد. نخستین واکنش ها به حادثه ی ارگو با عددی چون 110 نفر شروع شد. بعد همین عدد تقریبا به دو ضرب شد و گفته شد که تعداد قربانیان حادثه 250 نفر بوده است. کسی هم با یک تخمین بسیار ساده 250 را به 350 رساند. عصر حادثه والی بدخشان در گفتگو با بی بی سی تعداد کل قربانیان را 2500 نفر عنوان کرد. با یک حساب سر انگشتی می توان گفت که قربانیان دقیقا ده برابر آماری بوده که در دومین واکنش عنوان شده است. سازمانی جهانی غذا نیز دوصد نفر بر گفته های والی بدخشان اضافه کرد و در نتیجه مجموع کل قربانیان به 2700 نفر رسید.

حالا محمد اسلم سیاس معاون آمادگی برای حوادث طبیعی می گوید که آمار اصلی قربانیان ارگو فقط 292 نفر است. البته که این خبر در ذات خود خبر بسیار خوبی است. به جای اینکه در عزای چند هزار نفر نشسته باشیم حالا فقط عزادار 292 سرو سربلند هستیم. اما سخنان آقای سیاس می تواند نشانگر بی توجهی جدی ما نسبت به اعداد و برخورد بسیار غیر حرفه ای و غیر دقیق مطبوعات ما با حوادث است.

مسئله ی اصلی این است که برای ما دو نفر فقط مساوی با عدد 2 است و سه نفر هم فقط مساوی با عدد 3. ما کمتر به این نکته ی ظریف توجه می کنیم که به جای هرعدد یک جان ، یک جهان ، یک پدر یا مادر نشسته است. ما یادمان رفته است که 110 نفر یعنی صد و ده تا مادر، پدر، همسر، معشوقه، طفل و..طبیعی است که دراین صورت 109 با 110 بسیار فرق می کند. در این صورت یک جهان به جهان زنده ها اضافه شده است. یک مادر دیگر مجبور نیست تا آخر عمر در عزای فرزند خود گریه کند یا یک زن مبجور نیست تا آخر عمر بیوه بماند و فرزندان خود را با هزار مصیبت و بد بختی بزرگ کند.

والی بدخشان فکر می کند که وقتی بگوید 2500 نفر با وقتی که بگوید 292 نفر چندن فرقی نمی کند. شاید بگوید عدد است دیگر، کم و زیاد می شود دیگر. اما…

10331536_10152806403740299_1777668026_n

اما واقعیت این است که این اوج بی دقتی یک ملت است، اوج بی توجهی یک دولت است که آمار قربانیان چنین گنگ و مبهم باشد و هر کسی مطابق میل خود عددی به عنوان آمار قربانیان اعلام کند. حالا تعداد قربانیان 292 نفر است یا 2700 نفر؟ به کدام عدد می توان اعتماد کرد؟

یک نظر

  1. هر که به اقتضای دلش آمار و ارقام میدهد، هر که برای یادگاری روی خانه های ویران شده و انسان های بی گناه عکس یادگاری می اندازند، به این میگن گمشدگی انسانیت در عصر که همه شعار مدنیت و انسانیت سر میدهند در حالیکه انسانیت از میان رخت بر بسسته است جز نامی نمانده که عده ی استفاده جو آنرا با خود یدک می کشند، کجاست همان مرجع و اداره ی که در مورد تحقیق و بررسی کند هر که وقت یافت و فرصت بدست آورد توسط چرخبال با خیال آرام و آسوده میروند و لاف و گزاف می بافند و عکسی هم میندازند تا برای مردم ثابت کنند که اری مارفتیم و از نزدیک صحنه را دیدیم ….

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*