گناه

hoffnungsvoll

قبول کن که در آن شب فقط گناه تو بود

گناه جاذبه ی قرص روی ماه تو بود

گناه قامت شیرین تر از خیالات و

دو چشم وحشی و گیسوی سر به راه تو بود

کسی که آمد و قلب مرا گرفت وگریخت

گمان کنم، نه، یقینا خودِ نگاه تو بود

تو آمدی و عبورت مرور کرد مرا

تمام هستی من عین ِ جلوه گاه تو بود

مرا گرفت و به بندم کشید چشمانت

غم اسارت من مثل سوز و آه تو بود

تمام مسئله ی زندگی من انگار

دو چشم تازه و جانانه و سیاه تو بود

قبول کن که از آن روزهای اول عشق

و تا همیشه ی این ماجرا گناه تو بود.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*