از زبان بیدل تا جهان بیدل

 

bedel

 

جهان بیدل” همانگونه که از عنوان آن بر می آید کتابی است که به بررسی جهان بیدل می پردازد. سید محمد حسینی فطرت در این کتاب مستطاب سعی می کند که از راه بررسی زبان بیدل، به جهان او راه یابد. البته به نظر نمی رسد که طرح و راهکار نویسنده ی ارجمند این کتاب زبان شناسانه باشد و یا حتی زبان بیدل به عنوان تنها ابزاری برای رسیدن به جهان او مورد نظر باشد اما از بیدل تنها زبان او هنوز زنده است و ما تنها به کمک سخنان اومی توانیم به او و جهان منسوب به او برسیم. به همین دلیل تصور اولیه ی من این بود که کتاب “جهان بیدل” باید تلاشی باشد زبان محورانه تا بتوان از طریق بررسی آرایه های زبانی و رمز و راز زبان بیدل به جهان اونزدیک تر شد اما بعد از خواندن کتاب می توانم بگویم که راه یافتن به جهان بیدل و یا به عبارتی معنای جهان از نظر بیدل جدی ترین هدف این کتاب به حساب می آید. به همین دلیل به نظر می رسد که در این تحقیق زبان ارزش درجه ی دومی دارد و بیشتر به عنوان ابزاری برای رسیدن به جهان بیدل استفاده می شود. اگر بخواهم منظورم را روشن تر بیان کنم باید بگویم که آقای حسینی فطرت تلاش می کند تا از معنای تولیدات زبانی بیدل به معنای جهان او راه یابد. به عنوان مثال وقتی که مولف گرامی می خواهد در مورد ” دیدگاه های اجتماعی بیدل ” سخن بگوید ابیاتی از بیدل را برای تایید و تبیین نظریات خودش می آورد و بعد آنرا شرح و بسط می دهد. مولف محترم معنای خاصی را برای بیت های مورد نظرش فرض می کند و بعد بنا را برآن می گذارد که حضرت بیدل نیز با مولف در شکل و شمایل آن معنا هم نظر است. مشکل چنین رویکردی این است که نیت مولف را کشف شده فرض کنیم و برای آن بیت ها معنای قطعی و یگانه ای در نظر بگیریم. به نظر می رسد که این مسئله ، به ویژه در مورد بیدل دشواری های زبان شناسانه ی زیادی را در پی داشته باشد.

 

این کتاب دارای سه مقدمه به قلم استاد حیدری وجودی، دکتر سید حسن اخلاق و استاد محمد یوسف سیمگر می باشد. این سه مقدمه نیز عموما از مفهوم مقدمه فراتر رفته و هر کدام به موضوع خاصی خارج از حوزه ی اصلی شان پرداخته اند. البته استاد سیمگرتلاش کرده که به مفهوم کلاسیک مقدمه نویسی وفادار بماند و به همین دلیل نکاتی در مورد خود اثر ( کتاب جهان بیدل) مطرح کرده است. استاد وجودی و آقای اخلاق هر کدام به موضوعات مستقلی چون عرفان و فلسفه و ربط و نسبت این دو  پرداخته و کمتر به کتاب ” جهان بیدل” توجه کرده اند. به همین دلیل به نظر می رسد که مقدمه ها نه مقدمه که دیدگاه های سه نویسنده ی دیگر در مورد مسایل مختلف اند. شاید بتوان گفت که بودن و نبودن این مقدمه ها در کلیت کتاب نقش یکسانی دارد. به عبارت دیگر اگر این مقدمه ها اصلا نمی بودند و کتاب “جهان بیدل” بدون حضور این سه مقدمه ی طولانی به نشر می رسید فرق چندان با وضعیت فعلی کتاب نمی کرد.

 

به نظر این حقیر اگر کتاب به جای سه مقدمه نویس می توانست یک ویرایشگر خوب داشته باشد، بخشی از دشواری های شکلی و اشتباه نگاری های آن زدوده می شد و کتاب با شکل آراسته تری به خواننده عرضه می شد. البته عدم دقت در نگارش شعرهای حضرت بیدل چندان اشکار است که بسیاری از این اشکالات را تامل و خوانش معمولی نیز می توانست برطرف کند. بگذارید به چند نمونه از این اشکالات اشاره کنم:

 

گر وارسی به معنی شیخان روزگار

 

یکسر چو نافه دل سیاهند و سر سپید

 

که صورت درست مصرع دوم به این شکل است: یکسر چو نافه دل‌سیهانند و سر سپید

 

 

فریاد که یک سجده به دل راه نبردیم

 

کوری همه را سر به دیر و حرم برد

 

که شکل درست مصرع دوم چنین است: کوری همه را سر به در دیر و حرم زد

 

یا در نگارش شعرهای دیگربزرگان، مثلا مولانا نیز دقت کافی نشده است.  به این شکل نگارش از بیت معروف پیر بلخ دقت کنید:

 

 

داند او خاصیت هر جوهری

 

در بیابان جوهر خود چون خری

 

که همه ی ما می دانیم درست آن چنین است: در بیان جوهر خود چون خری

 

به عنوان مثال آخر از این نوع اشتباهات تایپی به این بیت دقت کنید:

 

 

کس به فهم حقیقت نمی رسد بیدل

 

جهانیان همه یک نارسایی هوشمند

 

که درست آن ” جهانیان همه یک نارسایی هوشند” می باشد.

 

از این خرده گیری که بگذریم کتاب با زبانی بسیار سیال و استدلالی بسیار متین نگارش یافته است. مولف با آگاهی کافی و اشراف لازم بحثش را مطرح نموده و عموما با یک رویکرد مقایسه ای آنرا دنبال می کند. این مسئله باعث می شود که خواننده بتواند با جذابیت بیشتری بحث هایش را دنبال کند و یافته هایش را بشنود.

 

مولف فارغ از بحث های تکنیکی زبانی، زبان را به عنوان پلی برای رسیدن به جهان بیدل مورد استفاده قرار می دهد. این مسئله البته به خوانندگان عادی کتاب اجازه می دهد تا به سادگی با کتاب رابطه برقرار کند و بتواند معنا و مقصود مولف را به راحتی دریابد اما از نظر تکنیکی دشواری ها و کاستی هایی را بر جای می گذارد.

 

به نظر می رسد اگر رویکرد مولف به زبان جدی تر و تکنیکی تر می بود، حاصل کارش می توانست استوارتر و موثر تر باشد. با اینهمه کتاب ” جهان بیدل” روزنه ی روشنی را به سمت جهان بیدل باز می کند و برای خواننده، از هر قشری که باشد حرف های زیادی برای گفتن دارد.

 

یک نظر

  1. تشکر مهدوی عزیز از محبت شما . بله نقدهای ویرایشی را وارد میدانم.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*