ما چقدر از مسیح و محمد دوریم?

در طول همین یک چند روز تاریخ با لبخند غرور آمیزی نام دو پیامبر را بر لب زمزمه می کند. مسیح و محمد نه فقط دو نام که دو فرجام شکوهمند اند که با فاصله ی کمی از هم پا به این جهان می گذارند. مسیح  پیام آور صلح و مهربانی است اما خودش ، به روایت تاریخ مسیحیت به خشونت آمیز ترین روشن ممکن به قتل می رسد. مرگ مسیح البته که به معنای پایان صلح و خیرخواهی نیست اما نشان می دهد که حکومت ظالمانه ی خشم حتی به پیامبر خدا نیز رحم نمی کند. محمد  به روایت قرآن مساوی با رحمت و بخشش است. اگر خلاصه ی دیانت مسیح صلح باشد، شان نزول آیین محمدی را باید عدالت دانست. در کلام و کردار محمد امین هیچ مسئله ای حیاتی تر از عدالت نیست. میراث خوار صلح مسیح دستگاه قتل عام بیزانتین و امپراتوری روم گردید که به نام مسیح  آنقدر آدم کشتند که شاید بشر به هیچ بهانه ای و درهیچ گوشه ای از تاریخ آنقدر کشته نشده باشد.

وراثت محمد امین، پیامبر عدالت نیز به دست ظالمانه ترین نظام های سیاسی جهان افتاد. سلسله های سیاه عباسیان، اموی ها ، عثمانی ها … پیش از هرچیزی و بیش ازهر مسئله ای با عدالت مشکل داشتند. عدالت ستیزی در سلسله ی وارثان محمد امین کم کم به یک سیره ی تاریخی بدل شد.

اینک ما به داعش رسیده ایم که داغی است بر جبین انسانیت. داعش گروهی گردن می زند و قوم قوم و خانواده خانواده تیر باران می کند و می سوزاند. جالب اینست که همین ظالم ترین آدم های روی زمین نیز شعار پیروی از کسی را دارند که همه ی زندگی اش عدالت بود و همه ی وجودش رحمت.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*