طالبان یک گروه تروریستی است

شفقنا افغانستان- میرحسین مهدوی، فعال حقوق بشر، نویسنده و منتقد افغانستانی مقیم کانادا نامه ای به سرمنشی سازمان ملل متحد نوشته است و در آن خواهان قرار گرفتن طالبان بعنوان یک گروه تروریستی در لیست سیاه این سازمان شده است.

به گزارش خبرگزاری شیعیان افغانستان(شفقنا)، سازمان ملل متحد تا کنون طالبان را بعنوان گروه تروریستی معرفی نکرده است، مهدوی و هم فکرانش در نامه خود به این موضوع اشاره کرده و در تلاش است تا فریادش را به گوش رسانه ها و مردم جهان برساند.

مهدوی در گفتگوی ویژه با خبرگزاری شفقنا درباره چگونگی شکل گیری این حرکت اجتماعی سیاسی سخن گفته است که در زیر متن این مصاحبه را می خوانید:

س: چطور شد که به فکر مکتوب عدالتخواهی افتادید؟

ج: برای من درک این مسئله که طالبان هنوز هم در لیست گروه های تروریستی جهان نیامده بسیار آزار دهنده بود. استاد نصیر مهرین یکی از تاریخ نگاران برجسته ی کشور و یکی از دوستان بسیار نزدیک بنده نیز عین همین مشکل را با این قضیه داشتند. ایشان هم نمی توانستند با این مسئله کنار بیایند. به همین دلیل من و ایشان تصمیم گرفتیم که بیش ازاین دربرابر این قضیه سکوت نکنیم و سکوت جهانی در برابر این مسئله ی حیاتی را بشکنیم. ما تصمیم گرفتیم که به کمک دیگر هموطنان خود قدم های عملی برای شناسایی طالبان به عنوان یک گروه تروریستی برداریم.  پرسش اصلی برای ما این بود که بعد از سالها مبارزه ی جامعه ی جهانی با طالبان، بعد از اینکه هزاران نفر در جنگ علیه طالبان کشته شده و بخشی از این شهدا اهل کشور های دیگر می باشند، بعد از این همه جنایت، چگونه طالبان هنوز به عنوان یک گروه تروریستی شناخته نشده است؟ مرجعی که این سئوال به آن باز می گشت سازمان ملل بود. به همین دلیل ما تصمیم گرفتیم که این سازمان مرکز توجه کار ما قرار گیرد و خطاب به این سازمان و از این سازمان بپرسیم که چرا؟

س: آیا این مسئله برای شما پیامدهای منفی نخواهد داشت؟

ج: دارد، سازمان دهی یک اعتراض جهانی علیه طالبان قطعا می تواند برای ما خطر آفرین باشد. البته باید خاطر نشان کرد که پیامد های  احتمالی منفی آن صرفا از ناحیه طالبان و طرفداران احتمالی آنان است و نکته دوم اینکه مردم زخم دیده ی افغانستان از هر حرکت ضد طالبانی قویا حمایت می کنند.

س: فکر می کنید چقدر امضای این مکتوب موثر واقع خواهد شد؟

ج: این نامه حد اقل برخورد دوگانه ی سازمان ملل را زیر سئوال می برد. سازمان ملل از یک طرف برای نبرد با طالبان به افغانستان لشکر کشی می کند و از طرف دیگر آن را یک گروه غیر تروریستی می داند. این برخورد دوگانه و موذیانه باید مورد پرسش قرار گیرد. این نامه حد اقل بعضی از پرسش های ممنوعه را مطرح می کند و یا حد اقل باعث این می شود که یکبار دیگر جهان غرب به قضیه طالبان فکر کند. طرح طالبان به عنوان یک خطر جدی هم برای افغانستان و هم برای همه ی جهان از اثرات این نامه خواهد بود.

س: چه کسانی در این زمینه با شما هم فکر و همراه هستند؟ آیا نهادهای ملی و بین المللی از شما حمایت می کنند؟

ج: همکار و هم فکر اصلی و اولیه ام استاد نصیر مهرین هستند اما تعداد زیادی از روشنفکران، نویسندگان، اصحاب هنر و فرهنگ با ما اعلام هکاری کرده اند. عده ی قابل ملاحظه ای از نهاد ملی نیز همکار ما هستند. اما طرح عدالتخواهی هنوز مراحل اولیه خود را طی می کند و به همین دلیل نهادهای جهانی از  این حرکت ملی اطلاعی ندارند. براورد ما این است که در صورت علنی شدن طرح نهاد های بین المللی نیز با ما همکاری خواهند کرد. طالبان آفتی است که نه تنها افغانستان بلکه امنیت منطقه و جهان را تهدید می کند به همین دلیل  با بلای طالبان باید به صورت جهانی مقابله کرد.

س: لزوم این حرکت اجتماعی چیست؟

ج: اگر طالبان در لیست گروه های تروریستی قرار گیرد، ارسال کمک به آنها شامل تحریم های سازمان ملل می شود. تحریم ها می تواند حامیان طالبان را با مشکلات جدی مواجه کند. تحریم سازمان ملل می تواند حلقه ی محاصره ی طالبان را تنگ تر کند. در حال حاضر متاسفانه هر کسی که بخواهد به سران طالبان کمک مالی بفرستد این کار از طریق بانک های جهانی میسر است. تحریم های سازمان ملل می تواند این گونه تسهیلات را از بین ببرد. علاوه بر این حرف ها، این حرکت نوعی دعوت است، دعوت جهانیان به باز کردن چشم های شان، به دیدن واقعیت های تلخ و کشنده ی افغانستان. جهانیان باید چشم شان را باز کنند و ببینند که طالبان چیزی جز وحشت و ترور برای جامعه ی ما نیافریده اند.

س: اگر طالبان در لیست تروریستان قرار بگیرد چه اتفاقی خواهد افتاد؟

ج: همانگونه که در پرسش قبلی هم توضیح دادم سازمان ملل با این کار اولا طالبان را به صورت رسمی و علنی به عنوان قاتلان مردم افغانستان به رسمیت می شناسد. ثانیا مسئولیت مبارزه با طالبان یک مسئولیت جهانی می شود. گروه های تروریستی در هر جای جهان که باشند تروریست اند و برای امنیت همه ی جهان یک خطر باالقوه به حساب می آیند. فعلا طالبان فقط دشمن مردم افغانستان پنداشته می شود. اگر ما بتوانیم طرح عدالتخواهی را به اجرا در بیاوریم، طالبان به عنوان دشمن امنیت و آرامش همه ی جهان به رسمیت شناخته خواهد شد.

س: چه پیامی برای مردم/ روشنفکران/ رهبران و سیاستمداران افغانستان دارید؟

ج: پیام من به مردم ، نهادهای مدنی، گروه های سیاسی و رهبران احزاب این است که بیایید مبارزات مدنی خود علیه بنگاه آدم کشی طالبان را منسجم تر و متحد تر نماییم. بیایید که علیه دشمن مشترک مان، به صورت مشترک و متحد عمل کنیم. دولت افغانستان و شخص آقای کرزی همه ی فرصت های ملی و بین المللی برای مبارزه و نابودی طالبان را با مهارت و ترفند از بین برد. اینک زمان آن رسیده است که طرح مبارزه با طالبان را خط سرخ و معیار ارزشی برای دولتمردان بعدی کشور قرار دهیم. رئیس جمهور آینده باید بداند که مسئله ی درجه یک افغانستان طالبان است. با زاری و التماس نمی توان صلح را به کشور بازگرداند. کار طالبان کشتن است و کار آقای کرزی تضرع و التماس برای صلح بود.  من می خواهم به همه ی بزرگان کشور و مردم شریف عرض کنم که طرح مبارزه با طالبان باید سر فصل همه ی سیاست های دولت بعدی باشد و طرح عدالتخواهی می تواند شروعی برای آن باشد.

س: رسالت رهبران فکری در رهبری توده ها و پاکسازی مفکوره های افراطی مثل طالبانیزم را چطور ارزیابی می کنید؟

ج: رسالت رهبران فکری و روشنفکران ترویج اعتدال است. افراط گرایی اصلی ترین مشکل جامعه ی امروزی ماست. این در حالی است که اسلام تاکید زیادی بر اعتدال دارد و پیامبر گرامی اسلام دینش را دین وسط می خواند اما متاسفانه درک و دریافت های افراطی از همین دین وسط ابزار اصلی جنگ و خشونت شده است. به نظر می رسد که اصحاب قلم و اندیشه و رهبران سیاسی و قومی به این واقعیت تلخ واقفند که تنها راه خروج از بحران سیاسی، خروج از بحران فکری- اعتقادی است. مشکل اصلی این است که در سالهای گذشته ما مبارزه در جبهه ی تروریزم فرهنگی را جدی نگرفتیم. جنگ در جبهه ی تروریزم فکری و اعتقادی به اندازه ی جنگ نظامی پر اهمیت است. به همین دلیل تصور می کنم که اینک نوبت جدی گرفتن جنگ فکری و به چالش کشاندن درک افراطی ازدین فرا رسیده است.

س: چه آسیب هایی از سوی طالبان بر مردم و جامعه تحمیل شده است؟

ج: این آسیب ها بسیار زیاد اند و در بخش های مختلف می توان تعداد زیای از این آسیب ها را نام برد. در جنبه ی حیات سیاسی طالبان باعث شده است که همه ی توان و تمرکز دولت ومردم بر پدیده ی سیاه تروریزم متمرکز شود. همه ی سرمایه ها و فرصت ها از دست رفته اند و یا در حال از دست رفتن هستند. سرمایه هایی که می توانست برای ساختن کشور مصرف شود، صرف جنگ با طالبان شده است. طالبان هم با ویران گری و کشتار کور هر روزه ی خود آرامش و امنیت روانی را از مردم گرفته است. در عرصه ی فکری نیز باعث شده است که درک افراطی و پرخاش جویانه از دیانت در بین جوانان در بعضی از نقاط کشور رشد نماید. این برتری طلبی فکری، اینکه عده ای فکر کنند همه ی شریعت را درک کرده اند و همه رازها و رموز سعادت و کامیابی را دریافته اند یک آفت فکری و یک بلای اعتقادی است. اما روایت افراطی طالبان چنین ذهنیتی را دربین مردم دامن زده است. در عرصه ی فرهنگی نیز باعث بروز یک نوع تنش و برخورد بین سنت و مدرنیته در افغانستان شده است. سنت و مدرنیته البته که باهم کنار نمی آیند اما طالبان باعث شده است که این دو جبهه ی فکری به دو جناح سیاسی متخاصم تبدیل شوند.  این ها فقط گوشه ای از مصیبت هایی است که طالبان برای مردم به ارمغان آورده اند.

س: بعنوان سوال پایانی چقدر به این مسئله امضای مکتوب خوشبین هستید که مثمر ثمر واقع شود؟

ج: باور دارم که این نامه به نتایج و ثمرات خوبی خواهد انجامید. درست است که مخاطب اصلی این دادخواست سرمنشی عمومی سازمان ملل است اما پیام آن به گوش دیگران نیزخواهد رسد. طرح این مسئله که طالبان هنوز در لیست جنایتکاران تروریست قرار نگرفته به خودی خود می تواند برای بسیاری از مردم تکان دهنده باشد. چگونه است گروهی که جز آدم کشی کار دیگری نکرده اند و جز کشتن و ویران کردن هنری ندارند هنوز در لیست گروه های تروریستی قرار نگرفته است؟ این سئوال را باید با جدیت در ذهن جهان ایجاد کرد و جهان را یکبار دیگر متوجه خطر طالبان نمود. طالبان فقط دشمن مردم افغانستان نیست. طالبان یک خطر بالقوه علیه امنیت همه ی جهانیان است. طالبان تهدیدی برای آزادی و آزادگی است. این مسایل را می شود از طریق همین دادخواست به گوش جهانیان رساند. البته که جای امیدواری است که مسئله ی اصلی این پیام یعنی تروریست خوانده شدن  این گروه خون آشام نیز به ثمر برسد.

Untitled

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*